تبليغاتX
تك وبلاگ جهان

تك وبلاگ جهان

معرفت

به به، چه نمازی!


فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست
سجاده زردوز که محراب دعا نیست
 
گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟
اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
 
از شدت اخلاص من عالم شده حیران
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!
 
از کمیتِ کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
 
یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است
هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!
 
این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟؟
چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست
 
ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست
 
بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست
 
هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!
 
از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست
 
به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 16:26  توسط ماني  | 

شکرت خدای خوب ومهربونم

خیلی دوست دارم فدات بشم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 18:36  توسط ماني  | 

خداجونم خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:40  توسط ماني  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 17:15  توسط ماني  | 

عجب دارد این دنیا خدایا

لحظه ای به حال خویش رهایم مکن که هلاکم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 11:2  توسط ماني  | 

من دل به زیبایی، به خوبی میسپارم؛دینم این است. من مهربانی را ستابیش میکنم ؛آیینم این است. من رنجها را با صبوری میپذیرم...
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 11:20  توسط ماني  | 

هر روز برایت رویای باشد در دست ، نه دور دست عشقی باشد در دل ، نه در سر و دلیلی باشد برای زندگی ، نه روز مرگی

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 11:12  توسط ماني  | 

دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم ؛
بگه : نرو !
کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم ؛
بگه : "صبر کن منم باهات بیام،
تنها نرو ... !!
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 11:7  توسط ماني  | 

شکسته تر از آنم

که نگاهی رامم کند و

نوازشی آرامم.

آنقدر سوخته ام ازدرد

که خورشید

از پاره های جگرم برخواست .
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 9:46  توسط ماني  | 

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 9:45  توسط ماني  | 

 
رابطه شما با مادرتان چگونه است
کد تست
فال طالع بینیتست روانشناسی